باز
آمدم باز آمدم از پیش آن یار آمدم در من نگر در من نگر بهر تو غمخوار آمدم شاد آمدم شاد آمدم از جمله آزاد آمدم چندین هزاران سال شد تا من به گفتار آمدم آنجا روم آنجا روم بالا بدم بالا روم بازم رهان بازم رهان کاینجا به زنهار آمدم من مرغ لاهوتی بدم دیدی که ناسوتی شدم دامش ندیدم ناگهان در وی گرفتار آمدم من نور پاکم ای پسر نه مشت خاکم مختصر آخر صدف من نیستم من در شهوار آمدم ما را به چشم سر مبین ما را به چشم سر ببین آنجا بیا ما را ببین کآنجا سبکبار آمدم از چار
برچسب:
نویسنده: سجاد اکبرینژاد
تاريخ: دوشنبه
15 ارديبهشت
1399 ساعت: 12:36